دریچه ای به سوی فرهنگ و هنر
دریچه ای به سوی فرهنگ و هنر
 
قالب وبلاگ

 

 

http://s4.picofile.com/file/8185635142/FF.gifhttp://s4.picofile.com/file/8185635142/FF.gif


 

http://s4.picofile.com/file/8185635142/FF.gif

 
چشم دل باز کن که جان بینی 
آنچه نادیدنی است آن بینی 
گر به اقلیم عشق روی آری 
همه آفاق گلستان بینی 
بر همه اهل آن زمین به مراد 
گردش دور آسمان بینی 
آنچه بینی دلت همان خواهد 
وانچه خواهد دلت همان بینی 
بی‌سر و پا گدای آن جا را 
سر به ملک جهان گران بینی 
هم در آن پا برهنه قومی را 
پای بر فرق فرقدان بینی 
هم در آن سر برهنه جمعی را 
بر سر از عرش سایبان بینی 
گاه وجد و سماع هر یک را 
بر دو کون آستین‌فشان بینی 
دل هر ذره را که بشکافی 
آفتابیش در میان بینی 
هرچه داری اگر به عشق دهی 
کافرم گر جوی زیان بینی 
جان گدازی اگر به آتش عشق 
عشق را کیمیای جان بینی 
از مضیق جهات درگذری 
وسعت ملک لامکان بینی 
آنچه نشنیده گوش آن شنوی 
وانچه نادیده چشم آن بینی 
تا به جایی رساندت که یکی 
از جهان و جهانیان بینی 
با یکی عشق ورز از دل و جان 
تا به عین‌الیقین عیان بینی 
که یکی هست و هیچ نیست 
جز او وحده لااله الاهو
 

»«»«»«» «»«»«»

 

زندگی درست مثل نقاشی کردن است،

 

خطوط را با امید بکش،

 

اشتباهات را با مُدارا پاک کن،

 

قلم مو را در صبر زیاد غوطه ور کن،

 

و با عشق رنگ بزن.

 

»«»«»«»«»«»«»

 
 

 

 

 

 

 

 

هنر علم و معرفتی است باطنی که سرچشمه‌ای آسمانی دارد . زیبایی و آفرینندگی است، که با نوعی خودآگاهی عرفانی و درونی و جان هنرمند پیوند خورده است. درون هنرمند، پنجره‌ای به سوی جمال و کمال بی‌انتهای حق و روزنه‌ای برای دیدن نفس زیبایی هستی، گشوده می شود و آنچه را در جمال هستی می بیند، به زبان و قالب هنر، بیان می‌دارد. گوهر هنر ، تجلی شیدایی و مظهر زیبایی جان هنرمند است نسبت به جمال حق. هنر، لطیف‌ترین و ظریف‌ترین تجلی ادراک هنرمند و جلوه و تجلی صورت جهان هستی است که از عوالم برتر هستی و خیال برتر هنرمند سرچشمه گرفته است. هدف از راه اندازی این وبلاگ به اشتراک گذاردن این جلوه قدرت الهی است که دروجود همه انسانها به ودیعه نهاده شده است . گامی هر چند کوچک در جهت اعتلای روح الهی انسان و نیل به آرامش حقیقی

 

 

زیبا سازی وبلاگ

 

 

* * * * * *
گر نداری دانش ترکیب رنگ 
بین گلها ، زشت یا زیبا مکن 

خوب دیدن ، 
شرط انسان بودن است
عیب را ،
در این و آن پیدا مکن.

متن تبریک عید نوروز ۹۵

 

 

 

 

 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------

سال ۱۳۴۵ فرا رسیده با یاری خداوند متعال عازم،و جازم رسماً کار تابلو سازی را با حداقل امکانات در قسمتی از خانه پدری که مشرف به خیابان امام خمینی است به صورت کارگاه درآورده و نکته جالب وقابل توجه اینجاست که از آغاز تاکنون همچنان ثابت ، استوار و پابرجا و به قوت خود باقی است اولین موردی که مد نظر قرار گرفت تهیه تابلو برای سر درب بود که پس از جستجوی بسیار حتی آهن پاره ای هم به دست نیاوردم که به آن دل خوش کنم زیرا که نبودن امکانات خود دغدغه ای بود حلب بنزینی قدیمی را که به شکل حلب های روغن بزرگ فعلی بود با قیچی به شکل ورق در آوردم و آنقدر روی آن چکش کوبیدم تا به شکلی مورد استفاده در آمد برای آن قابی از چوب ساختم و پس از رنگ آمیزی به صورتی زیبا با عنوان کارگاه تابلو سازی عباسلو ، در سر درب نصب گردید گام بعدی تهیه رنگ و وسایل وملزومات مربوطه بود- مقداری گِل گیوه به دست آوردم به شیوه ای خاص آن را با جوهرهای مخصوص در هم آمیختم و با رنگ های مختلف و در قوطی و شیشه قرار دادم این کار قسمتی از احتیاجات مرا پوشش داد لازم به ذکر است که گِل گیوه در صنعت رنگ سازی نقش مهمی دارد در داخل کارگاه به نصب قفسه و قرار دادن وسایل و رنگ ها پرداختم، عجب شکل زیبایی به خود گرفت و امیدی مضاعف وقوت قلبی به وجود آورد به هر حال در افکارم خود را تابلو ساز منحصر به فرد منطقه بافت دانسته و در قبال مردم و در خواست های به حق آنان خود را متعهد میدانم و قدر مسلم اینکه باید طوری عمل میشد تا با ارائه کار خوب و مطلوب نظر اهالی به آن معطوف گردد که برق آسا با سفارشات مردمی ، روبرو شدم . در این راستا نقایص بسیاری به وجود آمد زیرا که کارهای درخواستی بعضاً مرا دچار اشکال می نمود همان گونه که قبلاً متذکر شدم استادی نبود که داشته باشم در آن دوران در کرمان آقایان پرنده غیبی- وکیلی- تجلی - شمشیری و در سیرجان آقایان ودودی وناظری و در بافت عباسلو به این حرفه روی آورده بودند و به خواسته های مردم جامه عمل می پوشیدند البته در شهرهای دیگر استان هم تابلو سازانی بودند که نه آنها را می شناختم و نه با آنها سروکاری داشتم. 
جسته و گریخته سری به شهرها میزدم و درنهایت با توجه به اینکه هر روز که میگذشت کاری نو با طرحی و نقشی نو از بنده می خواستند مجبور شدم به تهران- اصفهان و شیراز مسافرت هایی داشته باشم تا با دست اندرکاران این حرفه وارد گفتگو و مذاکره شوم، برای رفع مشکلات می خواستم از تجربیات آنان بهره ای ببرم اما، اما عزیزان، عده ای از آنان به سوالات بنده جواب درستی نمی دادند حق هم داشتند سالها زحمت کشیده بودند نمی خواستند تجربیاتشان را به راحتی در اختیار این و آن قرار دهند ، لذا بنا را بر این گذاشتم هر جا کار هنری انجام میشد در گوشه ای مشرف به آن محل می ایستادم و از نزدیک عملکرد آنان را مشاهده می نمودم و پس از تهیه ی مواد اولیه آن را در طبقی از اخلاص نهاده و برای مردم فهیم منطقه به ارمغان آورده و به اجرا می گذاشتم زیرا که نوآوری باعث وجد و شعف آدمی می شودو لذت می بردم مخصوصاً زمان تحویل کار به سفارش دهنده که باعث خوشحالی او و خشنودی خداوند می گردید. به تابلوهای تهیه شده توسط افراد ،سازمانها و ادارات در شهرها را هر وقت فرصتی پیش می آمد مشتاقانه نگاه میکردم ،یادم می آید روزی برای دیدن تابلویی که سردرب مغازه ای نصب شده بود آنقدر عقب عقب رفتم که داخل جوی آب افتاده و خیس شدم و این غرق ، نشانی از محو و بی خود شدن از خود بود و چه لطفی دارد.

 

 

من اگرکامرواگشتم وخوشدل چه عجب 
مستحــق بودم و اینها به زکاتــم دادند

 

 

----------------------------------------------------------------------------------------------

 

کتابهای مختلف در زمینه های هنری اعم از خطاطی، طراحی و نقاشی را مطالعه و در راستای اهدافم اجرایی می نمودم و این کسب فیض از محضر دیگران همراه با نگاه به تابلوها کارایی بنده را بالا برد و بعدها متوجه شدم که دارای سبک و سیاق خاصی هستم به این نکته اشاره می شود که تابلو سازی با خوشنویسی اصولی فاصله زیادی دارد و اساتید و مدرسان هم به این مهم اذعان دارند برای مشق نظری اهمیت خاصی قائلند برای سفارشات سعی بر این بود همیشه کفه ترازو به سمت سفارش دهنده میل کند از نظر قیمت طوری عمل مینمودم که طرفین دچار اشکال نشوند منظور، مبلغی را تحمیل نمیکردم که خود شرمنده شوم یا آنقدر کم بگیرم که متضرر گردم به همین جهت مشهور و اعتماد عمومی به سویم جلب شد ،در تمام منطقه آثارم وجود دارد و به آن افتخار میکنم و در همین جاست که بعدها هنر با فرهنگ ادغام شدند كه نتيجه تلفيق ، آميزه اي ظريف نصيب اهالي اين منطقه گرديد. 
تعدادبیشماری تابلو اعم از فلزی- برجسته فلزی- نئون - پلاستیک - پلاکارد- لوح تقدیر با متون و طرح و نقش های متفاوت بغل نویسی خودروها،اتوبوس ها و وسایل نقلیه شخصی و زدن آرم مخصوص از جمله کارهای روزمره مخصوصاٌ تهیه پلاک خودرو که تجربه نشان داد برای جلوگیری از اتلاف وقت قبلا مقدمات کار را فراهم نموده که این امر موجب سهولت در اجرای سفارش و رضایت عمومی را در بر داشت، هر جا را مناسب می دیدم نامی از خود و شهر بافت میبردم اتوبوس ها همیشه نام عباسلو تابلو ساز بافت را به یدک می کشیدند چون انصافاٌ وقت زیادی صرف میکردم و زیبا می نوشتم دلم میخواست نام بافت در همه جا بدرخشد . 
اینجانب با مطالعه تاریخچه خط و خوشنویسی در دوران تحصیل خط نستعلیق که عروس خطوط نامیده می شود را انتخاب و شکسته نستعلیق مرحله بعدی و در نهایت خط نسخ را به کار میبردم.روزی یکی از همکارانم به من گفت انتخاب بجایی در مورد خط نستعلیق داشته ای،ای کاش من هم از روز اول مثل شما عمل کرده بودم. 
عده ای معتقدند که هنر خوشنویسی موروثی است نمونه ای از خط پدرم را در ذیل این متن می آورم نمی دانم آیا در مورد بنده صدق می کند یا خیر البته تاکنون موفق نشده ام نمونه ای از خط سیاق او را در این مجموعه به نمایش بگذارم.

 

بنده خود را هنرمند نمی دانم ولی همین قدر می دانم که هنرمندان تهیدستانند و انصافاً و وجداناً من هم از آنانم، بیشتر کارهایم در راستای معنویات بود نه در جهت مادیات.

سخن به درازا کشیده وقت آن رسیده که این مقوله را به پایان ببرم زیرا که در آینده اگر خداوند توفیقی دهد به ادامه درج مطالب و انتقال تجربه خواهم پرداخت "کوتاه سخن زپا فتادیم ای دوست" و معنی و تفسیر آن این نیست که ناتوان و عاجز شده ام و این است که تا بینهایت و بدون وقفه با تلاشی مستمر و روحی بلند و ژرف نگر به راه برحق ادامه داده ، وقتی به گذشته می نگرم در مرحله اول رضایت پروردگار یکتا را در سرخط اصلی امورات قرار داده و مرحله دوم خدمت به خلق که کم از عبادت نیست و نتیجه و ماحصل همه ی اینها و با توجه به این که صفای خط از صفای دل است بالطبع تبعات مثبت آن آرامش خاطری است که از آن برخوردارم و این مهم همچنان تداوم دارد.

 

 

این تابلو در سال 1349 توسط اینجانب تهیه و بالای محراب مسجد صاحب الزمان شهرستان بافت واقع در خیابان امام خمینی نصب گردید و تا زمان تعمیر اساسی مسجد که 15 سال بعد اجرایی شد نصب بود

---------------------------------------------------------------------------------------

 
 

 

در بخش مربوط به خطاطی که به اختصار لازم بود شرحی مختصر تقدیم علاقه مندان شود و خوشبختانه جامعه عمل و در جای خود درج گردید. لذا بر اساس آنچه که قول داده بودم بر این مبنا، که آموخته هایم را طی چهل و دو سال آن هم به طور متوالی به طالبان و راغبان به یادگیری هنر خوشنویسی نه به صورت آموزش بلکه به صورت انتقال تجربه به عرض برسانم این است که اصولا هر فرد به هر فن و حرفه ای روی آورد خواه ناخواه چه در حال انجام کار و یا به طور روزمره ضمن پیشبرد اهدافش بالطبع به اشکالاتی بر می خورد مخصوصا در محیط های کوچک و بسته که به هر طرف روی آوری با درهای بسته و در نتیجه ناکام مواجه خواهی شد. برای بنده هم همین گونه بود چندین بار،چندین جا نوشتم تا اربابان معرفت بدانند و خورده نگیرند(استادی نبود که داشته باشم بلکه تجربه و روزگار مرا آموزگار بود) برگردیم و برویم سراغ اصل مطلب .

و آن این است که خوشنویسی هنری یا ودیعه ای است الهی که نصیب بعضی از افراد می شود و در کل خطاطی معنایش همان زیبا نویسی است که فرد با بکار گیری یکسری مهارتها و ابداعات و ابتکارات آن را به رشته تحریر می آورد و در نهایت به مرور زمان اگر تداوم یابد مسلم است که شخص به عنوان خوشنویس شناخته می شود و اینجاست که گرایشها چگونه باشد فردی می رود دوران اصولی را نزد اساتید می آموزد کسب مدرک نموده و از قبل این مهم به عنوان کسب هنرجو می پذیرد و کاری پسندیده و الهی است.

ولی شخصی مثل بنده نوعی می آیم و خطاطی را جهت داده و به عنوان تابلوساز و در کنار این کار به رنگ آمیز هائی ، در نهایت خلق آثاری.

و اما آنچه را که بنده به عنوان تجربه به عرض می رسانم در مرحله اول اگر هرفرد بتواند در محل زندگی خود به اساتید دارای مدرک خوشنویسی روی آورد بعدها و به تدریج دارای روشی اصولی خواهد بود به راحتی نردبان ترقی را طی نموده و می تواند مدرکش را هم در این زمینه بگیرد ولی اگر به روزگار من دچار شد بهتر است روی به آموزش آورده همین گونه که در جوار کار روزمره فرهنگی منظور کتاب و کتابخانه و کتابداری است حیفم آمد من که مرتب کتب و نوشته های خطاطان معروف و روش های انان را مطالعه و مد نظر قرار داده و سعی دارم چه از نظر مشق نظری و چه اصولی بهره ای ببرم و الحمداله برده ام چه بهتر همین مقدار کم را به قشر دانش آموزی در مرحله اول و در مرحله بعد دانشجویی و در نهایت سایر اقشار جامعه انتقال دهم. بسیار راضی، و خشنودم و امروز می بینم افرادی که حتی به رتبه بالا منظورم فکری چه در بعد اداری و چه شخصی رسیده اند در نگاهشان محسوس است که آنچه را با هم به صورت جمعی و تبادل نظر و مشقی و سیاه مشقی انجام دادیم رضایتمندی دارند و بنده هم به همین دلخوشم. همیشه سعی داشته ام در مرحله اول حروف الفبای فارسی را از نظر شکل هندسی و مکان آن روی خط زمینه به هنرجو آموخته البته ناگفته نماند که وسائل خوشنویسی از قلم خوب،دوات خوب، کاغذ خوب در همین اثناء مطرح و خواسته و تهیه می گردد با نوشتن کلمات ساده و در نهایت جملات ساده و کم کم کلمات مشکل و در نهایت جملات مشکل و دادن سرمشق و توصیه به شخص که به کتابهای اساتید هم مراجعه کن به حروف و کلمات و سرمشق های آنها هم نگاه کن اگر جایی بنده به چشمت می آید بد نوشته ام آن را ملاک قرار بده این روش آموزش بود.

 

در دوره ابتدائی که در مدارس توسط معلمان هنر خوشنویسی آموخته می شود کاری بس پسندیده اما کافی نیست و نباید هنر جویان (دانش آموز را تنها بگذارند بلکه در زیرنویس مشق انجام شده به اولیا توصیه کنند همراه با فرزنداشان بوده هنگام نوشتن بر کارش نظارت داشته و وسایل خوشنویسی اورا از لوازم تحریری مربوطه تهیه و حتی قلم مشق او را توسط اساتید سر زده شود

یک سری آموزشهای کلی توسط معلمان هنر به هنرجویان منظور دانش آموزان داده می شود اما مهم اینجاست زمانی که هنرجو از مدرسه به خانه مراجعت می نماید اولیا نباید او را تنها بگذراند .
از او سوال کنند که امروز چه گذشته و چه آموخته یی؟(منظور دراینجا در ارتباط خوشنویسی است و بهر حال مروری بر عملکرد وی و هدایت و حمایت)
معمولا در یک درس کلاس جمعی دو اتفاق می افتد :یکی اینکه دانش اموز بعد از کلاس خوشنویسی خیلی سرزنده و خوشحال و موفق به منزل برگشته و این یکی از نشانه های علاقه به خط و کلاس و خوشنویس و امید و نویدی برای اینده است
اتفاق دوم هم که بنده خیلی از آن رنج می برم بسیار ناراحت کننده است دانش آموزانی که درکلاس نتوانستند آموزشهای لازم را ببینند و حتی به علت کم رویی موفق نشدند اشکالشان را از استاد بپرسند بلکه به گوشه یی به انزوا رفته و منتظرتا کلاس تمام شود سرخورده و ناراحت از دیگر درسها بازمانده مخصوصا دانش اموزانی که خوب نوشته اند خود را به رخ او کشانده و واقعا باید جلوی این حرکات را معلم هنر بگیرد و دراینجاست که اولیا مخصوصا کسانی که در خانواده از سواد بیشتر ی برخوردارند و اگر دستی هم به خوشنویسی داشته باشند چه بهتر به اصطلاح عامیانه وی ار زیر چتر حمایت خود قرار داده و به او دلداری ، تحت عنوان اینکه تو هم میتوانی و اشکال کار را تعقیب اگر در وسایل خوشنویسی اش نارسایی و یاسایر موارد وحتی مراجعه به مدرسان خوشنویس اورا به مرحله ی معقول برسانند زیرا که همه براین عقیده اند و گفته اند که آموزش مقطع سنی نمی شناسد و هیچوقت برای آموختن دیر نیست.

 


 

با توجه به اینکه لازم می دانم در مورد طراحی به دوستداران و رهروان این راه توصیه هایی ( آن هم از دیدگاه اینجانب) باز هم به عرض می رسانم. صرفا ، به منظور ملاحظه و مشاهده.

تعریف طراحی: آنچه را که از قبل در ذهن مجسم شده و با یک سری تخیلات بعدی از یک جسم با هاله ای از واقعیت که متعاقبا پدیدار می گردد ، طراحی نام دارد.خطاط چه بخواهد چه نخواهد ، کارش به طراحی کشیده می شود . به عنوان مثال وقتی شخصی سفارش تابلویی را می دهد با عنوان تعمیرگاه موتور سیکلت و از طراح می خواهد گوشه ای از تابلو شکلی از موتور سیکلت را برایش نقاشی کند، پس ابتدا به ساکن لازم است طرحی از یک سری اشکال هندسی مثل دایره و خط و در کنار هم قرار دادن آنها و در نهایت با استفاده از رنگ های متنوع آن شکل را به وجود آورد پس در مورد طراحی ابتدا اعتماد به نفس با کمی جرات که با هم آمیخته باشند ابتکار عمل را از شخص سلب نمی نمایدو در اینجاست که نمی گوید نمی توانم و واقعا به عرض جوانان و نوجوانان و نونهالان باید برسانم که آدمی هرچه را که بخواهد به شرط آنکه واقعا باید پی گیر و ردیابی واقعی و مخلص باشد راحت بدست می آورد .

نتیجه اینکه فکر به دست نیرو می دهد ؛چشم کمک می کند ، اشکال مدنظر ، طراحی می شود که با ملاحظه و مشاهده تصاویری که در این مجموعه است می توان به این جریان پی برد.

از عزیزان و دوستداران هنر طراحی می خواهم با مراجعه به کلاسهای مربوطه با اساتید مجرب و تحصیل کرده در این رشته و وسایل سمعی بصری، و آنچه برگرفته از اینترنت است را سرلوحه کاری خویش قرار دهند تا به راحتی به آنچه می خواهند برسند.

اینجانب ، با محدودیت و محرومیت زیاد دست به یک سری ترفندها و شگردها زدم و آن زمان اینقدر تنوع مطالب ، اشکال و به طور عامیانه بگویم رنگ و وارنگ ها نبود.مردم به کم می ساختند ، اگر اشکالی در کار بود خیلی به آن اهمیت داده نمیشد.


موارد و مسائلی را که هنرجو باید مدنظر قرار دهد به شرح ذیل است:

وسایل مورد نیاز خوشنویسی 
1- قلم دزفولی
2- مرکب
3- دوات 
4- زیردستی
5- قط زن
6- چاقو قلم تراش

 


راههای شناخت قلم نی مرغوب
قلم خوب آن است که در پختگی اعتدال داشته باشد نه خام باشد منظور زرد رنگ نه سوخته منظور قهوه یی تیره باید به رنگ سرخ باشد
باید صاف و بدون گره و پیچ باشد چرا که اگر گره و پیچ دران باشد خط نیک را لایق و فایق نیست
در بلندی و کوتاهی و سنگینی و استحکام نیز به حد اعتدال و محکم نه سست و سبک باشد 
در قلم شش سین بود ، سه زان حسن، سه زان قبیح سرخ و سخت و سنگی و دیگر سبک سست و سیاه
دیگری گفته است :
نگزینی سیاه و سست و سبک سرخ و سنگین و سخت پیدا کن
نحوه تراش قلم
برای تراش قلم همیشه قلم را از سمت باریکتر تراش می دهیم چون قسمت بالای نی محکم است
برای برداشتن سطح قلم از سطح روشنتر انجام می گیرد زیرا استحکام کمتری دارد
جنس قلمی بهتر است که هنگام تراش ضایعات آن از هم نپاشد
پس از توجه به نکات بالابه سراغ تراش قلم می آییم
برای تراش قلم چاقو قلم تراش را بروی سطح قلم قرار داده و با کمی فشار به سمت جلو هدایت میکنیم
در برداشتن سطح قلم باید توجه داشت که بیش از حد گوشت سطح قلم برداشته نشود که قلم استحکام خود را از دست ندهدپس از برداشتن سطح قلم پهلو های قلم را به صورت که دو طرف به یک اندازه شود بر می داریم و پس از ان قلم را برعکس کرده و از سطح پوست قلم را با استفاده از قلم تراش برای جذب کردن بهتر مرکب و روان یکدست قرار گرفتن مرکب بروی کاغذ این کار انجام شود پس از آن قلم را بروی قط زن قرار داده بصورتی میدان قلم برروی قط زن قرار گرفته و با شیب کمی قلم تراش را برئی قلم با فشار عملیات قط را انجام می دهیم 
در نیکو بودن قط گفته می شود هنگام قط زدن صدای قط باید شنیده شود.
برای قلمهای بزرگ به فاق نیاز است برای این کار چاقو را بر پشت قلم قرار داده و با فشار کم شیاری در پشت قلم ایجاد می کنیم 
زیر دستی:
نیکو تر آن است که از چرم به عنوان زیر دستی استفاده شود در صورت نبود آن می توان از مقوا کلفت و انعطاف پذیر مث کارتون شیرینی استفاده کرد 
نحوه به دست گرفتن قلم 
قلم را باید به صورتی در دست قرا ر بگیرد که بین دو انگشت شست و اشاره قرار گرفته و بر انگشت سبابه تکیه کند
نباید انچنان محکم قلم را گرفت که دست خسته شود و نه آنچنان سست که براحتی از دست بیفتد بلکه باید تعادل داشته و براحتی بتوان آن را چرخاند و دوایر را ایجاد کرد 
نحوه نشستن
برای نشست دو حالت وجود دارد اول انکه بروی صندلی نشسته و کاغذ را بروی میزی که در جلوی ما قرار دارد به صورت صاف گذاشته و بنویسیم د رحالت دوم که تاکیر بیتشری بر آن است برتکیه گاهی مانند دیوار تکیه کرده پای راست خود را خمیده قرار داده زیر دستی را بروی آن قرار داده و می نویسیم
بهتر است فاصله 30 سانتی متری بین چشم و کاغذ عایت شود
در اخر توصیه هایی برای بهتر نوشت خط داریم:
1- برای خط تحریری مداد بهترین وسیله نوشتن است پس تاجایی که ممکن است از وسایلی مثل خودکار، روان نویس، مداد اتود(مداد مغزی) استفاده نشود.
2- استفاده ازپاکن اعتماد به نفس را کم می کند پس حتی الامکان از آن استفاده نشود
3- در هنگام نوشتن کنترل کنید دست بیش ازحد به قلم و دفتر فشار وارد نکند که این مورد هم در مورد خط تحریر ی و هم خط مشقی صدق میکند
4- توجه کردن به خطوط زیبا و برانگیختن حس زیبابینی و زیبا شناسی که همان مشق نظری است می تواند بسیار موثر باشد تا جایی که اساتید این حرفه می گویند برای یک ساعت خط خوش نوشتن باید45 دقیقه مشق نظری داشت.

 

 

 

 

 

....................

 

 

 

 

 

......................................

 

 

.....................................

......................................

منبع:http://www.farhangiandhonar.loxblog.com


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ دو شنبه 14 بهمن 1396برچسب:خطاطی, ] [ 22:11 ] [ امیر محمد شفیعی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
نويسندگان
لینک های مفید
آرشيو مطالب
امکانات وب

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 8
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 105
بازدید کل : 2769
تعداد مطالب : 13
تعداد نظرات : 6
تعداد آنلاین : 1